درد و دل و واقعیت ها

راستش الان که دارم مینویسم هنوز نوبت داستانم نشده چون باید بگردم پیداش کنم چو ن ازش پشتیبان گرفتم و نمیدونم کجاست همینطور که دارم میگردم تایپ  میکنم گفته بودم دانشجو هستم؟ رشته ی حسابداری؟ ترم آخر ؟ درسم خوب نیست اما بدم نیست

ترم قبل ترکوندم چون مجبور بودم چون داشتم برای ارشد حسابداری درس میخوندم چون فکر میکردم قبول میشم چون فکر میکردم شبیه سالای قبله

اما نبود پس قبول نمیشم پس مجبورم امسال دوباره درس بخونم

به هر حال ما اینیم دیگه از بزرگترین علاقه مندی های من درس خوندنه

 ونه کتاب داستان خوندن و ...

 بزرگترین سرگرمی من دیدن سریالای کره ای هست که از سوریهته  میگیرم

خسته شدم بابا چرا پیداش نمیکنم ؟

داستانمو میگم به هر حال سرتونو درد میارم چون من آدم پرچونه ای هستم بقیه توی ادامه ی مطلب



ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 :: 10:31 :: توسط : xn--ugbaag1hwa

از همون اولشم معلوم بود که قراره روز بدی رو شروع کنم ولی به روی خودم نیاوردم واسه همین به جای ایینکه درد دل کنم  میخوام یکی از دست نوشته هامو بزارم داستانیکه هنوز تمومش نکردم درحالیکه سالها از شروعش میگذره:


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 :: 10:02 :: توسط : xn--ugbaag1hwa

درباره وبلاگ
به وبلاگ من خوش آمدید عکس منو یرادرزاده ام حسین هستش کلاس پنجمیه... منم لیسانس حسابدرایمو از پیام نور مرکز آمل گرفتم.یه جایی مشغول به کارم از ماهی 300شروع شد الانم ماهی 400 بیمه نیستم.اما از هیچی که بهتره. الان دانجشجو ترم 2ارشدم شبانه ی مازندران ودیگر هیچ
نويسندگان
پيوندها

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید